الشيخ يد الله الدوزدوزاني التبريزي
6
خمس در عصر پيامبر (ص) و پاسخ به برخى شبهات (فارسى)
همانطور كه گذشت مشكلات نظرى روبروى دين و ديندارى ، بعضاً سؤالاتى است كه وجود آن كاملًا طبيعى بوده و بايد پاسخ بگيرد . وقتى سبك زندگى تغيير مىكند ، طبيعى خواهد بود كه سنتها با چالش مواجه شوند . ولى بعضى از اين اشكالات خاستگاه عقلانى ندارند ، بلكه بر پايه غفلتها ساخته و پرداخته ، و به وسيله تحريك غير متعارف عواطف و شهوات تقويت شدهاند . اينها در حقيقت شبههاند ، و نه سؤال . پاسخ به سؤال وظيفه هميشگى عالمان دين بوده و هست . به اعتقاد نگارنده ، اگرچه شايد نتوان گفت ، على الاصول ، شبهه با پاسخگويى علمى قابل رفع است ، ولى زمينه القاء شبهات هميشه وجود خلأهايى است كه در پاسخ به سؤالات واقعى پر نشدهاند . به همين خاطر ، اگر در پاسخگويى به سؤالات عقلانى اهل انديشه كوتاهى نشود و هر سؤالى پاسخ مناسب خود را بگيرد ، پشتوانه بسيارى از شبهات عاطفى نيز از بين مىرود ؛ به خصوص وقتى كه بدانيم تودههاى مردم - كه بيشتر مستعد اين هستند كه تحت تأثير شبهات واقع شوند - در نهايت از خواص جامعه خود تبعيت مىكنند ، و اگر به سؤالات معقول خواص به درستى پاسخ داده شود ، اين اقناع عقلانى خواص به تودههاى مردم انتقال مى يابد . پس براى هدايت مردم و حفاظت آنان در مقابل شبهات ، بايد پاسخگويى كامل و صحيح به سؤالات صاحبان انديشه داشت . حوزههاى علميه به عنوان داعيه داران دين شناسى و تبليغ و ترويج آن در اين زمينه كمكار نكردهاند ، ولى كم است مواردى كه علماى برجسته مستقيماً به ميدان پاسخگويى به سؤالات مردم بيرون حوزه وارد شوند . بيشتر مسئوليت ارتباط دستگاه روحانيت با اقشار مختلف مردم بر عهده خطبا و سخنرانان بوده است ، و ايشان اگر چه جايگاه بلندى دارند ، ولى معمولا از علماى طراز اول نيستند . اين حقيقت وقتىكه پاسخگويى به سؤالات به دقت و عمق بيشترى نياز دارد ، گاهى مىتواند دردسر ساز باشد . ميزان عمق لازم براى پاسخ يك سؤال ، هم به